![]() |
« داوود مقامی » هنرمندیست که هر یک از ترانه هایش شاه اثری می باشد و هوادارانش با صدای بی همتای او سالها زندگی کرده و زندگی می کنند.او برخلاف خوانندگان امروز که بیشتر تعریفشان را می شنویم تا صدایشان را،فقط با صدای خود و بدون هیچ تبلیغاتی در دل ما جایگاه ویژه ای دارد.بماند که چه مخالفت هایی از سوی کور اندیشانی که بر خود نام روشنفکر نهاده اند ؛ با او وهم سبکان او می شود.
اگر تا امروز کسی صدای داوود مقامی را نشنیده به او پیشنهاد می کنیم با شنیدن ترانه های جان گداز این هنرمند ، دفتر تازه ای در زندگی خود باز کند . مگر می شود کسی در دلش شور عشقی نهفته باشد و ترانه ی «دانم ای زیبا روزی...» را بشنود و دیوانه و دلبا خته ی این ترانه نشود؟ دانم ای زیبا روزی ، بر مزارم بنشینی سر کنی آه و زاری ، گوشه ی غم بگزینی من به امید وصالت ، عمر خود دادم بر باد تا تو اکنون اینچنین بر ، خاک ماتم بنشینی رفته ام از یاد ،عمر بی بنیاد در غم رویت ، داده ام بر باد ناله های مرا شنیدی ، همچو بخت از برم رمیدی پیش چشمان ژاله بارم ، با رقیبان من پریدی داده ام ای داد ، عمر خود بر باد به من بگو تا به کی ،با رقیبم می مانی به گوش او از وفا ، قصه تا کی می خوانی چو بسته شد پای او ، همچو من در دام تو شبی ز خود از جفا ، ناگهانش می رانی مرده ام به این امید، که شاید به راه تو یک لحظه لا اقل ، تو به گورم نظر کنی(غزل) عبرت بگیر از عمر من ،چو من مکش از او دامن تو عهد خود با او مشکن نمونه ای از ترانه های« داوود مقامی» برای دانلود :
برای دانلود آهنگها راست کلیک کنید و سپس save target as را بزنید .
از دوست عزیزمون مهدی بابت عکسها سپاسگزاریم. نسیم آرزو
شوری دارد سرود آشنایی ، مهری باز آ حذر کن از جدایی رنج عالم نشسته بر دل من ، زان پیمانی که بستی و نپایید نسیم آرزو گذر کن از کنار کلبه ی من بیا و لحظه ای نظر نما به کار مشکل من تو را ای صبح درد ، به رویم خنده های دلربا کن بمان تو بعد از این ، کنار من نگار خوشگل من به یاد آن شب زیبا ، که با هم مست و بی پروا ، به زیر نور مهتاب کنار چشمه ای تنها ، منو تو فارغ از غم ها ، نشسته خیره بر آب به دامانم چو می خفتی ، برایم قصه می گفتی ، ز دوران طلایی ولی آن عهد و آن پیمان ، به ناگه از چه رو ای جان ، همه شد نقش بر آب اکنون که بهشته و بهاره ، بلبل سر شاخه بی قراره ، باز آ تو به محفلم دوباره
آخدا
گرچه ما گوش به فرمان باشیم آخدا نزد تو مهمان باشیم در جهان تو اگر باده نبود جای ما مردم آزاده نبود گر نه می بود فراهم مارا خفه می کرد یقین غم ما را آخدا گوش اینک سخنی گر دف و چنگ و نی و تار نبود گر زن و باده مدد کار نبود همه از غصه ورم می کردیم زحمت از بزم تو کم می کردیم آخدا گوش اینک سخنی
وای از تو یک شب تنها ، پیشم باز آ تا کی باشی ، در رویا ها جز درد هجران ندارم ، بیداد از دست رقیبان وای از تو... وای از تو کز هر نگاهت ، می بارد تیر گناهی قلبم را در خون نشاند ، تیر مژگانت به نگاهی گریم هر شب همچو باران ، سوزم چون شمعی فروزان باز آ یک شب چون طبیبی ، بزدایی از قلبم آهی وای از تو ...
قاصد عشق آتشین در سکوتی ماتم افزا ، من کناری و مرغ شیدا با من دل خسته گوید ، از چه بنشسته ای تو تنها عشق یاری در دل دارم ، می دهد هر دم آزارم ،فتنه ها دارد در کارم با خیالش در تنهایی ، می گریزم از رسوایی ، جام نوشین در کف دارم مرغ شیدا بیا بیا ، شاهد ناله ی حزینم شو با نوایی تو هم صدا ، با نوای دل غمینم شو ای صبا گر شنیده ای ، راز قلب شکسته ام امشب رو پیامم به او رسان ، قاصد عشق آتشینم شو لحظه ای آسمان تو بنگر ، ژاله ی ارغوانیم در غم عشق او خزان شد نو بهار جوانیم عطر گیسوی دلفریبش ،رشک گلهای یاسمن سایه ی مهر او چراغ روشن زندگانیم
تو هر چه قدر که خواهی ( بهشت و جهنم ) تو هر چه قدر که خواهی ، دل منو بسوزون برو هر اسبی داری برای من بتازون آخه قیامتی هم تو ی کاره ، خدا پرده زکارت بر می داره یه روز در محضر عدل الهی ، بهت ثابت می شه که رو سیاهی بس که تو آزردی مرا هر گز نمی بخشم تو را اگه مقصر من باشم می رم جهنم ، روحم می شه با آتش سوزنده همدم ولی می دونم جای من توی بهشته ، خدا تو قلبم این معما رو نوشته بس که تو آزردی مرا ، هرگز نمی بخشم تو را خوب می دونم روز قیامت ، از کرده ات داری ندامت باید که یک عمری نمایی در آتش دوزخ اقامت بس که تو آزردی مرا ، هرگز نمی بخشم تو را
اگه یادش بره اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وای دل بیچاره مو به دست غم بسپاره وای وای وای ای خدا بهار اومد ، گل من نیومد وای وای وای فصل کشت و کار اومد، یار من نیومد وای وای وای دل من شکسته طاقت نداره والا اگه پیغوم بده ، دیگه دوسم نداره وای وای وای که دیگه ناله هام براش اثر نداره وای وای وای ای خدا بهار اومد ، گل من نیومد وای وای وای فصل کشت و کار اومد، یار من نیومد وای وای وای می دونم یار من خبر نداره ، قلب من برایش چه بی قراره چشم من مونده در ره جدایی ، آخه انتظارم اندازه داره ای خدا بهار اومد ، گل من نیومد وای وای وای فصل کشت و کار اومد، یار من نیومد وای وای وای دلم امشب اونو بهونه کرده ، انتظارش منو دیوونه کرده اگه یادش بره قولی که داده ، نمی دونم دیگه کی بر می گرده
آیا می شه روزی ( جدایی ) آیا می شه روزی کنار بستر من با عشوه گذاری سر به سینه ی من از باغ لبونم گل بوسه بچینی پرپر کنی آنگه بریزی روی دامن این مشکله باورم نمی شه که تو غافلی از دلم همیشه در سینه جز آتش جدایی شور دگری به پا نمی شه دیگه بی تو می میره این دل من سودای تو گشته مشکل من خاموشه نداره روشنایی بی شمع رخ تو محفل من دارد دلم از دست تو فریاد فریاد فریاد که چرا تو زمن نمی کنی یاد باشد همه آرزویم اکنون ، روزی ای گل ای گل ای گل که تو با نگهی دلم کنی شاد سخته به خدا غم جدایی کو شادی روز آشنایی پا تا به سر آتش امیدم شاید به سر وفا بیایی دیگه بی تو می میره این دل من سودای تو گشته مشکل من خاموشه نداره روشنایی بی شمع رخ تو محفل من عمری عمری تنها بنشستم عمری دل را به امید تو بستم ولیکن به خدا تو بی وفایی تو مظهر جوری و جفایی همیشه به خدا دل داره فریاد که تو غافل ز جسم و جون مایی
|
||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 1:51 توسط مریم و مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یادواره ای از دوران طلایی موسیقی ایران و هنرمندان مردمی میهنمان می باشد.
باشد که نسل ما ارزش و جایگاه این هنرمندان را چون روشنفکران بی خرد کم و سبک نشمارد. زنده باد هنر،موسیقی،ترانه های مردمی و مرده باد آهنگهای تبلیغاتی امروز. مریم و مونا |
| استاد بهمن علائدین |
| آمار وبلاگ |
|
|
| قالب |
|
RSS
|