![]() |
|
بیارید این آتش زردشت ، بگیرد همان زند و اوستا به مشت
نگه دارد این فال جشن سده ، همان فر نوروز آتشکده همان اورمزد و مه و روز مهر ، بشوید به آب خرد جان و چهر کند تازه آیین لهراسبی ، بماند کین دین گشتاسبی
نوروز شاد باد بخش هایی از مستند « اسپندگان » ساخته ی «حسن نقاشی» ( شادی هم میهنان زردشتی در یزد) اسپندگان1 ، اسپندگان2 « پیام شاد باش نوروز »جواد یساری به هوادارانش ترانه ی « گل پامچال » استاد ناصر مسعودی پیشکش هم میهنان شمالی ترانه ی « عید نوروز » علیرضا افتخاری ترانه ی « ریحان » پیشکش هم میهنان آذری ترانه ی « او بردم » با صدای مانده پیشکش هم میهنان جنوبی ترانه ی « وقتی عاشق شوی »با صدای بانو هایده
برای دانلود آهنگها راست کلیک کنید و سپس save target as را بزنید .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 15:29 توسط مریم و مونا |
|
امسال چهارشنبه سوری را با شکوه تر از هر سال جشن می گیریم. سرخی تو از من زردی من از تو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 1:32 توسط مریم و مونا |
|
|
شما از اين نسل نيستيد اما خيلي از جوانها را ديدهام كه كارهايتانرا ميشناسند. دليلش را ميدانيد؟ چه سالي بود؟ چه کسی نخستین بار هنر شما را پذیرفت؟ من كشف مردم بودم و غير از اون آقاي مهناويان كه سبكم رو پيدا كرد. دوره نوجواني و جواني هم ميخوانديد؟
هيچ وقت با روشنفكرهايي كه با شما دشمنی دارند ، برخورد داشتهايد؟ در آن زمان با مخالفت خوانندگان ديگر مواجه نميشديد؟ بعد از انقلاب چه كار كرديد؟ اولينش تركيه بود؟ از کودکیتان بگویید. من آدم يكه پرستي هستم. من هنوز هم همان سلماني قديم ميرم، هنوز لباس هم كه ميدوزم همون خياطي ميدوزم كه از بچگي برام لباس ميدوخته، تا حالا از كسي غير از سعيد مهناويان آهنگي نخواندهام، با يه كمپاني كار ميكردم. در حالي كه وقتي معروف شدم خيليها به من پيشنهاد كار ميدادند. چون ميدوني، من ورشكست شده بودم كه رفتم سراغ خوانندگي. اين لوطيگري كه شما رعايت ميكرديد بين بقيه هم رايج بود؟ خب چه اشكالي دارد آدم وقتي توانايياش را دارد برود يك جاي آرامتر؟
چقدر روي شعرها حساس بوديد؟ آيا به ترانهسرا مي گفتيد اينجا را بايد عوض كني؟ مردم عادي هم بهتان شعر ميدادند؟
شما الگويي هم داشتيد؟ آخه برای چی ؟ پس چطور دوباره شروع كرديد؟ چرا لوت ها با شما مخالف بودند؟
چرا نميگذارند اينجا بخوانيد؟ در خارج هم جوانها به تماشاي كنسرتهاي شما ميآيند؟ اون موقعها هيچ وقت راديو و تلويزيون سراغتان نميآمد؟ چرا؟ يه ترانه هم درباره طلاق و بچهها خواندهايد.
بعد از انقلاب موسيقي اصيل ادامه يافت. اما چرا نوع موسيقي شما تقويت نشد؟ زير ميزش پر است از عكسهاي مختلف. با آدمهاي معروف و در حال اجراي برنامه. معمولاً كتهاي رنگي ميپوشد و پيراهنهايي با گلهاي درشت. شلوارهاي پيليدار كه روي كفش چين ميخورد. انگار سبك خاصي را در لباس پوشيدن رعايت ميكند. آيا اين انتخاب آگاهانه است؟
چند تا بچه داريد؟ چقدر درس خواندهايد؟ كدام كارتان از همه بيشتر گرفت؟ الان بيشتر با چه كساني در ارتباط هستيد؟ كجا؟ فيلم ميبينيد؟ موسيقي گوش ميدهيد؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 اسفند1385ساعت 0:20 توسط مریم و مونا |
|
|
بانو « شهپر » هنرمند سال های اوج موسیقی ایران است . دوران طلایی که موسیقی همه گیر و فرا گیر شد ؛ سال هایی که موسیقی ایران به تکامل رسید ، آنقدر قدرتمند و فراگیر که برای هر قشر و روحیه و قومی جایگاهی داشت . گاه از زبان زنی می گفت که چاره ی آسوده زیستن را در دیوانگی یافته بود : خوش به حال دیوونه ، که همیشه خندونه ، ازتموم زندگی روشو بر می گردونه گاه از زبان مردی می گفت که برای عشق زندگیش ناخواسته جرمی انجام داده و به زندان افتاده و حال تنها یک آرزو دارد ، صبح به هنگام اعدام، عشقش را ببیند و به او بگوید : سپیده دم اومد و وقت رفتن ، حرفی ندارم من برای گفتن من می رم از زندگی تو بیرون ، یادت باشه خونمو کردی ویرون وقت خداحافظیه تو گلوم ، حلقه زده بغض غریبونه ای و گاه از زبان مردی می گوید که هنوز عاشق یاریست که به او خیانت کرده و سخنش این است که آنچه بر من کردی با او مکن : عبرت بگیر از عمر من ، چو من مکش از او دامن ، تو عهد خود با او مشکن یا گاه از زبان بانویی می گوید که به حد بی خود شدن از ساقی شراب می خواهد . اما نه در چارچوب موسیقی گذشته . صمیمی و رو راست . و گاه از زبان بانویی در حال خرید سبزی . اما برای این کار باید از حدودی می گذشتند که این همه احساس در آن حدود خفه و ویران می شد . و چقدر همین موسیقی ما را به هم نزدیک تر کرد و بیشتر یکدیگر را شناختیم. چقدر لذت بردیم .جشنی بر پا نشد که موسیقی مردمی در آن نباشد و حال ما چرا به این سبک، موسیقی جاهلی می گوییم. اگر شهپر، پریوش و... از زبان زنی در سبزی فروشی نمی خواندند ؛ اگر از زبان زن باردار یا زنان در حمام زایمان نمی خواندند آیا موسیقی ما کامل می شد ؟آیا موسیقی برای همه بود ؟ مگر نه اینکه از هنر هر کشور ، فرهنگش را شناسایی می کنند ؟ما چرا از فرهنگمان گریزانیم و آن را پنهان می کنیم . همانگونه که سیزده بدر ، چهارشنبه سوری و شب یلدا جزوی از فرهنگ میهنمان است ، حمام زایمان هم از فرهنگ ماست . حال بانو شهپر و دیگر هنرمندان مردمی این را با دنیای موسیقی یکی کرده و دلنشین تر و ماندگار تر . این چه اشکالی دارد و چه ربطی به جاهلیت دارد؟ نادان آن است که از فرهنگ و هویت خود فرار می کند و می ترسد چرا؟چرا انقدر سرخوردگی و هراس از بخش هایی از هویتمان آنهم آن قسمتی که با خنده و شادی همراه است .چرا خنده و شادی را جاهلیت می دانیم در صورتی که نادانی ما جای دیگر است . برای بانو شهپر و خانواده اش که در سوئد به سر می برند آرزوی تندرستی می کنیم. ترانه ی « عمو سبزی فروش »بانو شهپر ترانه ی « حموم زایمان »بانو شهپر ترانه ی « من شهپرم » بانو شهپر ترانه ی « لج کردی لج » بانو شهپر ترانه ی « ویار دارم »بانو پریوش
منبع موزیک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 17:11 توسط مریم و مونا |
|
«عباس قادری» هنرمند پر آوازه ی میهنمان پیش از سال ۵۷ و پس از آن ، یکی دیگر از بزرگان موسیقی مردمی می باشد . و شاید تنها خواننده ی مردمی ست که پس از سال ۵۷ آلبوم جدید به بازار داده و از کار هنری دست نکشید . آهنگساز کارها ی عباس قادری مانند جواد یساری ، داوود مقامی و علی نظری استاد « سعید مهناویان» می باشد . او اینک پنجاه و هفت سال دارد و کنار شهرام پسرش ، به هنر می پردازد . بیشتر ما این هنرمند را تنها با ترانه های شاد می شناسیم و آگاهی درستی از کارنامه ی هنری او نداریم . اینجا شما را با چند ترانه ی آرام و عاشقانه ی عباس قادری آشنا می کنیم تا او را بیشتر بشناسیم . برای او و خانواده ی هنرمندش آرزوی شادی و تندرستی می کنیم . فقط اگر پنج بار این ترانه را پشت سر هم گوش کنید ، آنچنان در دنیای عشق و احساس و خاطره غرق می شوید که بیرون آمدن از آن دشوار می شود. پرنده عشق پرنده ی عشق دل من ، میون سینه اسیره می خواد از قفس رها شه ، تو عالم تو پر بگیره تو که نیستی این پرنده ، شوق پرواز و نداره تو سکوت غم نشسته ، شور آواز و نداره غمت سنگینه رو قلبم همیشه خیالت از سرم بیرون نمی شه می دونستی می دونستی ، که دلم طاقت دور یتو نداره می دونستی می دونستی ، رفتن تو چی به روز من میاره چرا رفتی ، کجا رفتی ، نمی دونم بی تو از کجا بخونم می دونستی می دونستی ، بی تو اینجا که نمی تونم بمونم غمت سنگینه رو قلبم همیشه خیالت از سرم بیرون نمی شه نمونه ای از ترانه های «عباس قادری» برای دانلود
برای دانلود آهنگها راست کلیک کنید و سپس save target as را بزنید . |
|||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 23:9 توسط مریم و مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یادواره ای از دوران طلایی موسیقی ایران و هنرمندان مردمی میهنمان می باشد.
باشد که نسل ما ارزش و جایگاه این هنرمندان را چون روشنفکران بی خرد کم و سبک نشمارد. زنده باد هنر،موسیقی،ترانه های مردمی و مرده باد آهنگهای تبلیغاتی امروز. مریم و مونا |
| استاد بهمن علائدین |
| آمار وبلاگ |
|
|
| قالب |
|
RSS
|