![]() |
« ایرج مهدیان» در آذر ماه ۱۳۲۵ در شهر سبزوار میان خانواده ای پر جمعیت به دنیا آمد؛ او پس از گرفتن دیپلم دبیرستان به تهران آمد و کار هنری را از سال ۱۳۴۶ به صورت حرفه ای در کانال تلویزیونی ایران به صورت پخش زنده آغاز کرد. و تا سال ۵۷ کار هنری را ادامه داد که میوه ی این سال ها ۱۲۰ ترانه می باشد. بیشتر ما ایرج مهدیان را با ترانه ی «سلام بر عشق » می شناسیم که در سال ۵۲ اجرا شده.اما نخستین ترانه ی این هنرمند«ای دل بنال» یا «می خوام مث دیوونه ها ، سر بکشم تو خونه ها ، بپرسم از همسایه ها ، رفته کجا اون بی وفا» می باشد.او پس از همکاری یک سال و نیمه ای که با کانال ایران داشت ، به مدت پنج سال در کاباره «مولن روژ » که گرداننده ی آن آقای «کریم ارباب» بود ، هر شب هنرش را به نمایش می گذاشت. ایرج مهدیان پس از سال پنجاه و هفت ناگزیر به ترک هنر و وطن شد .او اینک در کنار همسرش که بیشتر از سی سال با او در فرازو نشیب زندگی همراه بوده ، در کشور آلمان زندگی می کند.او می گوید:زندگی با عشق آغاز می شود و پایانی ندارد . غیر ممکن است مردی این ترانه را برای همسرش که دلش شکسته بخواند و بخشیده نشود.امتحان کنید . خونه ی من بدون تو خاموشه باز التماس می کنم
به راستی کدام ترانه را سراغ دارید که به این سادگی و بدون تعصب زندگی را اینگونه شرح دهد؟ اون طرف دار غمه خنده ها خیلی کمه شنیدم تو قصه ها غصه روح آدمه
|
||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 دی1385ساعت 1:40 توسط مریم و مونا |
|
![]() شوم بختانه موسیقی جنوب با وجود قدرت و توانایی بی همتایش ، همچنان ناشناخته باقی مانده.و شناخت ما از این موسیقی چنان به بیراهه می رود که گاه موسیقی جنوب را ، یک موسیقی با ریتمی تند و ملودی های یکنواخت ، با ترانه های بی معنی می شناسیم. ولی با بررسی موسیقی بوشهر که شاخه ای از موسیقی جنوب می باشد؛ در خواهیم یافت که این موسیقی هم دارای آهنگ های شاد و هم آهنگ های غمگین و با حزن و اندوه است.
بخش مهمى از موسيقى منطقه بوشهر را نوحهها و آوازهاى مراسم عزادارى تشکيل مىدهد. سينهزنى در بوشهر هميشه با آواز توأم است. اجراىسنج و دمام براى خبر کردن مردم براى انجام مراسم سينهزنى انجام مىگيرد. بوق وظيفه هماهنگى را ميان دو دسته مختلف بهعهده دارد. شروع نواختن با بوق است و ختم مراسم دمام نيز با بوق انجام مىگيرد. محلات مختلف بوشهر در ارتباط با مراسمسنج و دمام تعصب زيادى دارند و اجازه نمىدهند فرد غريبهاى در نواختنسنج و دمام شرکت کند.
سبالو يکى از فرمهاى موسيقى محل بوشهر است. اين آواز همراه با دايره و نيز خوانندگانى که دايرهوار نشستهاند اجرا مىشود. ظاهرا سبالو متاثر از موسيقى افريقا و عرب بوده است. نوع ديگر يزله است که همراه با دست زدن انجام مىشود و ملودى بيش از متن داراى اهميت مىباشد. «شروه» فرم ديگرى از موسيقى بوشهر است که اين نوع هنوز هم در دشتستان، موطن اصلىاش وجود دارد. ترانههاى امروزى بوشهر بيشتر از دو شاعر معروف محلى يعنى فايز و مفتون است. از مقامهاى سازى موسيقى بوشهر يکى حاجيوني است و ديگرى مولودي. در مولودى نوعى حرکت مخصوص دستهجمعى وجود دارد و در روزهاى بخصوصى مثل اعياد مذهبى اجرا مىشود. شکي نيز موسيقى مراسم شادى است که بانى انبان يا نى جفتى همراه با دمام و يا دايره اجرا مىشود و با دست زدن همراه است.
نوع ديگر از موسيقى بوشهر که بانى انبان و دايره اجرا مىشود ، چوبى چهار دستماله. در این نوع ، نوازندگان هنگام نواختن با حرکات منظم پا به شکل خاصى دايرهوار حرکت مىکنند و حول يک محور مىچرخند. معمولاً چند رقصندهٔ زن در ميان دايره با حرکاتى خاص رقص سنگينى را اجرا مىکنند، که فضاى خاصى بوجود مىآورد. اين مقام امروز، در ميان کولىهاى بوشهر رايج است. بندري از آهنگهاى سازى منطقه بوشهر است که ريتمى تند دارد و مخصوص رقص است. سازهاى بوشهر عبارتند از : نىانبان، نى جفتي، نى تکي، بوق، دمام و سنج.
از شاعران بنام جنوب ، باید از استاد فایز دشتستانی و به دنبال او از احمد خان دشتی ،باکی دشتی ، پور نادم ، ترجمان ، علینقی دشتی ، شیدای دشتی ، صافی ، مفتون ، محیای برد خونی و نادم دشتی نام برد.
![]() آواز: عبدالرحیم کرمی
نی انبان و نی جفتی: احمد علیشرفی
سرپرست گروه: سعید شنبه زاده
منبع : وبلاگ استاد«عباس کاظمی»
![]() «خیام خوانی » یا «شکی» شامل رباعیات خیام است که با آهنگی ویژه خوانده می شود و رو به نشاط و پایکوبی دارد و بیشتر تکیه بر نوعی دریغا گویی و دم غنیمت دانیست . این گونه آهنگ بیشتر در میهمانی های شاد بویژه عروسی اجرا می شود . در خیام خوانی ، بیشتر ترانه های خیام و گاه از رباعیات محلی که ظاهرا شبیه به رباعیات خیام است ، بکار می رود.ترانه ی زیر نمونه ای از خیام خوانی ست.
در ادامه ی مطلب گفتمان بسیار خواندنی با سعید شنبه زاده را بخوانید: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 21 دی1385ساعت 16:41 توسط مریم و مونا |
|
استاد «قاسم جبلی» هنرمند مردمی ایران ،فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۰ آغاز کرد.او حنجره ی قدرتمند و پراحساس ، چهره ای جذاب ، موهای فر و پوست گندم گون را از خاک خوزستان به ارث برده؛استاد فرزند خوزستان است. آوازه ی قاسم جبلی در زمان کوتاهی از زادگاهش تا سراسر ایران را فراگرفت . او نیز همانند بسیار از هنرمندان زمان خود تحت تاثیر بانوی موسیقی مصر «ام کلثوم» بود و این وابستگی به موسیقی مصر سبب شد که بسیاری از کارهای استاد جبلی برگرفته از تم موسیقی عرب باشد و به گفته ای او نخستین خواننده ای بود که موسیقی ایرانی را با موسیقی مصر درهم آمیخت و این سبک تازه را به فرهنگ موسیقی ایران هدیه کرد.نا گفته نماند که ما به جز قاسم جبلی ، هنرمندان بزرگی در جنوب ایران داشتیم و داریم که به سبک موسیقی عربی هنرآفرینی کردند و می کنند؛ اما آوازه ی آنها مانند بسیاری از هنرمندان در خطه ی زادگاه خود باقی می ماند. زمانی که صدای قاسم جبلی از رادیو «نیروی هوایی» که یکی از دو ایستگاه رادیویی در ایران بود ؛ پخش شد ، دیگر کسی آهنگ های شاد و غنی با تم عربی را روی موج های رادیویی قاهره و بغداد جستجو نکرد ، زیرا دیگر موسیقی ایران قاسم جبلی را داشت . بزرگی هر هنرمند را می توان تنها با یک اثرش ارزیابی کرد؛ و اینک به ترانه ی «دنیا زتو سیرم» گوش کنید. دنیا ز تو سیرم بگذار که بمیرم در دامت اسیرم آه دنیا من بی گناهم من بی پناهم قلبم گواهم آه دنیا می نالم همچو نی ، با ناکامی ای دنیا از تو سیرم ، تا بمیرم ناید از من ، نامی بر لب آه دنیا دنیا ز تو سیرم بگذار که بمیرم در دامت اسیرم آه دنیا من بی گناهم من بی پناهم قلبم گواهم آه دنیا می گویند استاد دلباخته ی پری رویی به نام «مریم» بوده وترانه های زیادی به یاد بانوی زندگیش اجرا کرده .ترانه های شادی که پیش از مرگ مریم و ترانه هایی که پس از مرگ و در دوری اش اجرا کرده.اینطور می گویند که مریم در جوانی در یک حادثه ی اتومبیل جان خود را از دست داد. به هر روی جان استاد به سلامت و زندگیش پر امید باد. ترانه ی «مریم بیا بیا» برای دانلود ترانه ی «بر مزار مریم» برای دانلود ای مریم من در دل خاک از چه بستر نمودی؟ ناگه به سفر رفتی و خاکم تو بر سر نمودی!
دانلود ترانه ی« فریبا» با صدای قاسم جبلی شب آمد شب غمها ، به صد فتنه گری ها دو چشمم به رهت مانده فریبا خیال تو به صحرا ، زشب تا به سحر ها سرشک از مژه افشانده فریبا یاد از آن شبها ، آن رویا ها ای آشنا شدی چرا زمن جدا سرم آشفته ز رویا ها ، دلم آزرده ز غمها به کفم جام بلورین ، به لبم نام فریبا
رسوای جهانم ، بشنو غم جانم به خدا به خدا ، گلهای امیدم گشته پرپر در جوانی دیگر ندارم آرزوی زندگانی تنها چو قویی من به دریا گوشه گیرم گویم فریبا فریبا تا بمیرم منبع موزیک |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 دی1385ساعت 22:33 توسط مریم و مونا |
|
بانو «مهوش» را می توان یکی از مهربان ترین و مدرن ترین هنرمندان ایران نامید.این هنرمند دهه ی پنجاه میلادی در «بروجرد» زاده شد.که پس از ازدواج کار هنری خود را با یک ارکستر کوچک در تهران آغاز کرد ؛ که شوهرش «حسن زاده» نیز نوازنده ی ویلون این ارکستر بود.و سپس در «کافه جمشید» نخستین کاباره ی تهران به هنر خود ادامه داد.ایشان در چند فیلم نیز هنرآفرینی کرد که با استقبال زیادی از سوی مردم روبرو شد.اما افسوس که در جوانی و در یک تصادف جان باخت.هنرمند، جوان مرگ شد. این تصادف در خیابان باستان رخ داد ؛ که «علی تبریزی» نوازنده ی ارکستر و دو تن از دوستان نیز در اتومبیل بانو مهوش بودند.و صبح فردا ی آن روز در تاریخ ۲۷/۱۰/۱۳۳۹ ساعت شش پر طرفدارترین خواننده ی آن زمان در اثر ضربه ی وارده به مغز درگذشت.صدو بیست هزار نسخه از روزنامه هایی که این خبر را درج کردند به فروش رسیدند.در روز خاکسپاری دسته های مردم از شهر ری تا شاه عبدالعظیم برای بدرقه ی ایشان آمده بودند.تا به امروز این رکورد برای هیچ هنرمندی شکسته نشده. بانو مهوش پس از درگذشت دارایی زیادی را برای کودکان بی سرپرست و تهی دستان به جا گذاشت.و برای همه ی ما خاطره ی شیرین دورانی پر از شور و مستی. دارم می یفتم بابا جون بگیر منو حالم خرابه بابا جون بگیر منو والا ثوابه بابا جون بگیر منو مست شرابم امشب خیلی خرابم امشب روحش شاد ، یادش جاودان
منبع موزیک |
||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 12 دی1385ساعت 1:49 توسط مریم و مونا |
|
بانو آفت در سال ۱۳۱۳ در تهران چشم به جهان گشود.از کودکی شیفته ی هنر موسیقی بود و با گوش دادن صفحه ها و اجرای آنها آموزش موسیقی را آغاز کرد.او در آغاز در تئاتر پارس به دنیای هنر شناسانده شد و سپس او را به کاباره تهران ، که در آن زمان بانو مهوش در آنجا هنرنمایی می کرد ؛ فراخوانده شد.او در فیلم های زیادی چون «آقای هفت رنگ» آواز خواند و بازی کرد .از دوستان هنرمند او می توان بانو مهوش و قاسم جبلی را نام برد.و چند اجرای دو صدایی همراه قاسم جبلی نیز دارد. بانو آفت در بیست و هفت سالگی خوانندگی را رها کرد .او کتابی نیز به نام «از فقر تا فقر» نوشت که هرگز پروانه ی چاپ نگرفت. آیا در ایران کسی هست که ترانه ی «بابا کرم» را نشناسد و نخوانده باشد؟ و آیا هیچ جشن عروسی بدون ترانه ی «بادا بادا مبارک بادا» به پایان رسیده؟ ولی آیا چند نفر از ما می دانیم که خواننده ی این اثر های جاودان بانو آفت است ؟ آهنگساز و ترانه سرا بماند. و چند نفر می دانند که بانو آفت به تازگی در سن هفتاد و دو سالگی در گذشت؟ (فراموش نکنیم که ترانه ی بابا کرم را از استاد حسن همدانیان نیز بسیار شنیدیم.) بیا برویم از این ولایت من و تو تو دست منو بگیر و من دامن تو ای یار مبارک بادا ، ایشالا مبارک بادا کوچه تنگه بله ، عروس قشنگه بله دست به زلفاش نزنید ، مرواری بنده بله این حیاط و اون حیاط ، می پاچن نقل و نبات ، بر سر عروس و دوماد امشب چه شبی ست ، شب مراد است امشب این خانه پر از شمع و چراغ است امشب شمع ما امشب ضیافت می دهد پروانه را می توان قربان شوم مهمان صاحب خانه را مبارک و مبارک ، ایشالا مبارکش باد عروس به این قشنگی ، ایشالا مبارکش باد عروس به این ملنگی ، ایشالا مبارکش باد این باد صبا که می خورد بر من و تو پیچیده شده زلف من و کاکل تو ای یار مبارک بادا ، ایشالا مبارک بادا
منبع موزیک
|
||
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 دی1385ساعت 2:9 توسط مریم و مونا |
|
بانو «مریم روحپرور» خواننده ی ترانه های مردمی میهنمان در دهه ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی بود . که به او لقب «ام کلثوم ایران» را داده بودند. نخستین بار آوای بانو روحپرور از رادیو ی نیروی هوایی پخش شد . این هنرمند دارای ده آلبوم می باشد که در این میان آلبوم «دو رنگی» از شهرت بیشتری بر خوردار است. سالهاست که ما ، تنها گل مریم لاله زار را دیگر در کنار خود نداریم. گروهی این گونه می گویند که ایشان بعد از سال ۱۳۵۷ به ترکیه رفت و در سال ۱۳۷۰ درگذشت . گروهی دیگر می گویند که در تهران بر اثر اصابت موشک در خانه اش در سال های جنگ ایران و عراق، به همراه پدر درگذشت. روان این بانوی نازنین و مهربان شاد و یادش جاودان
دانلود ترانه ی « خسته جاده آرزو » مریم روحپرور خسته ی جاده ی آرزو منم ، چشم به راه او منم ، ناکام عشقم آخه تا کی پیش دل شرمندگی ، که همش تو زندگی ، در دام عشقم دیگه حوصله تا کی ، ز دنیا گله تا کی ، بین خوشبختی و من فاصله تا کی دل من یه شهر ویروونه ، چشمه ی خونه ، از این زمونه خنده از لبای من دوره ، خونه ی قلبم ، چه سوت و کوره با ناکامی ، عمرم سر شد ، رنج و غمم بیشتر شد دیگه حوصله تا کی ، ز دنیا گله تا کی ، بین خوشبختی و من فاصله تا کی آخه دل من بی اثره ، شب غم بی سحره وقتی که غم از راه برسه ، جوونی زود گذره دیگر ای خدا ، قلب با صفا ، عشق بی ریا کو
از دلی که با سنگ غم شکسته ، چه انتظاری داری از مرغی که کنج قفس نشسته ، چه انتظاری داری از اونی که بس که واست دویده ، روز و شب به گوشه ای افتاده خرد و خسته ، چه انتظاری داری تو از یه ریگ کوچک بین ریگای صحرا ، چه انتظاری داری از جوی آب یا چشمه برابر یه دریا ، چه انتظاری داری
چرا تو با این قشنگی ، تو زندگی دو رنگی دستتو رو نکردم ، خیال نکن زرنگی آخه با این دروغا مشکلی آسون نمی شه تا دلی خوش نباشه هیچ لبی خندون نمی شه
ای خدا ای خدا کاش دل آدما از تو چهره ها پیدا بود هر کی مهرش کمه ، گفته هاش یک دمه پیش چشمان همه رسوا بود کاشکی هر کی دل سنگه ، کارش با نیرنگه انگشت نما می شد
مگه تونبودی که قسم می خوردی نا دنیا دنیاست با تو می مونم مگه تو نبودی که با گریه گفتی اسمتو عاشقونه من می خونم اون کیه ؟ اگه بگم تموم دل ها آب می شه دنیا پیش چشکتون خراب می شه اگه بگم ندیده عاشقش می شین واسه تون قصه ی هر کتاب می شه دلتون تو این آتیش کباب می شه بگم کیه ؟؟؟ بگو
ادامه ی ترانه های بانو روحپرور برای دانلود: « تو رو نمی خوام » ، « می دونم تنگه دلت » ، « فقط حرفه عشق تو »
مریم روحپرور زندگی و دنیا را اینگونه می دید. وقتی آدم دنیا می یاد می دونه پا می ذاره به عالم دورنگی بی اختیار اشک چشاش می ریزه داد می زنه دنیا چه رنگارنگی دنیا چه رنگارنگی ، هم زشت و هم قشنگی اما کسی نمی دونه چی میگه همه میگن بچه هه گریون شده هیچکی نمی دونه که اون طفلکی از دیدن دنیا پریشون شده دنیا چه رنگارنگی ، هم زشت و هم قشنگی چی کار کنه ، کاری ازش ساخته نیست مجبوره با دنیا مدارا کنه با قهر و ناز زندگی بسازه تا بتونه یه راهی پیدا کنه دنیا چه رنگارنگی ، هم زشت و هم قشنگی به راستی ، از این ساده تر و روان تر می توان زندگی و دنیا را از زبان مردم بیان کرد؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 دی1385ساعت 2:9 توسط مریم و مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یادواره ای از دوران طلایی موسیقی ایران و هنرمندان مردمی میهنمان می باشد.
باشد که نسل ما ارزش و جایگاه این هنرمندان را چون روشنفکران بی خرد کم و سبک نشمارد. زنده باد هنر،موسیقی،ترانه های مردمی و مرده باد آهنگهای تبلیغاتی امروز. مریم و مونا |
| استاد بهمن علائدین |
| آمار وبلاگ |
|
|
| قالب |
|
RSS
|